مراسم تعزيه ، سنتها و بدعتها

آشکار نمودن چهره میت و بوسیدن آن و گریه کردن عادی برای مرده جایز است و ایرادی ندارد و این یک امر طبیعی است که غم از دست دادن یک عزیز باعث تحریک و گریه نزدیکان شود، بشرطیکه گریه کردن به نوحه تبدیل نشود. جابر بن عبدالله رضی الله عنه می گوید: «لما قتل أبی، جعلت أکشف الثوب عن وجهه أبکی، ونهونی، والنبی صلی الله علیه وسلم لا ینهانی، (فأمر به النبی صلی الله علیه وسلم فرفع)، فجعلت عمی فاطمة تبکی، فقال النبی صلی الله علیه وسلم تبکین، أولا تبکین، مازالت الملائکة تظله بأجنحتها حتی رفعتموه». بخاری، مسلم ، نسائی، بیهقی و احمد.

یعنی: «وقتی پدرم شهید شد، مرتب چادر را از صورتش کنار می زدم و گریه می کردم. حاضرین مرا منع می کردند، ولی رسول خدا صلی الله علیه وسلم منع نمی‏کرد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم  دستور داد تا جنازه را بردارند. عمه ام شروع به گریه کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: چه گریه کنی چه نکنی، همچنان فرشتگان او را زیر سایه بالهای خود گرفته بودند تا اینکه او را بلند کردید».

همچنین عایشه رضی الله عنها می گوید: «أن النبی صلی الله علیه وسلم دخل علی عثمان بن مظعون وهو میت، فکشف فی وجهه، ثم أکب علیه فقبله، وبکی حتی رأیت الدموع تسیل علی وجنتیه». ترمذی و بیهقی.

یعنی: «رسول الله صلی الله علیه وسلم کنار جنازه عثمان بن مظعون رفت، صورتش را باز کرد. خود را خم نمود و چهره اش را بوسید و چنان گریه کرد که رخسارش خیس شد».

انس رضی الله عنه می گوید: «دخلنا مع رسول الله صلی الله علیه وسلم أبی سیف - وکان ظئرا الابراهیم علیه السلام، فأخذ رسول الله صلی الله علیه وسلم إبراهیم فقبله وشمه، ثم دخلنا علیه بعد ذلک وإبراهیم یجود بنفسه، فجعلت عینا رسول الله صلی الله علیه وسلم تذرفان، فقال له عبد الرحمن بن عوف: وأنت یا رسول الله؟ فقال: یا ابن عوف! إنها رحمة، ثم أتبعها بأخری فقال: إن العین تدمع، والقلب یحزن، ولا نقول إلا ما یرضی ربنا، وإنا بفراقک یا إبراهیم لمحزونون». بخاری و مسلم و بیهقی.

یعنی: «همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم  به خانه ابو سیف (پدر رضاعی ابراهیم فرزند رسول الله) رفتیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم ابراهیم را در بغل گرفت و بوئید و بوسید. بار دیگر که رفتیم، ابراهیم در حال احتضار بود. اشک از چشم های مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم  سرازیر شد. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای رسول خدا! شما هم گریه می کنید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: گریه نشانه شفقت و مهربانی است. عبدالرحمن دوباره همان سوال را تکرار کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا چشم اشک می ریزد و دل غمگین می شود. ولی ما سخنی که باعث عدم رضایت پروردگار باشد، بر زبان جاری نمی کنیم. ای ابراهیم! ما از جدائی تو غمگین هستیم».

احادیث دیگری در خصوص جواز بوسیدن میت و گریه بر وی وارد شده که ما برای طولانی نشدن از ذکر آنها خودداری کردیم، بهر حال گریه عادی جایز است

آنچه كه حرام است

اما نوحه خوانی و زدن بر سر و صورت حرام و گناه است و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَرْبَعٌ فِی أُمَّتِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ لاَ یَتْرُکُونَهُنَّ الْفَخْرُ فِی الأَحْسَابِ وَالطَّعْنُ فِی الأَنْسَابِ وَالاْسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ وَالنِّیَاحَةُ وَقَالَ النَّائِحَةُ إِذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا تُقَامُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَعَلَیْهَا سِرْبَالٌ مِنْ قَطِرَانٍ وَدِرْعٌ مِنْ جَرَبٍ». مسلم و بیهقی به روایت از ابو مالک اشعری.

یعنی: «چهار خصلت در امت من وجود دارد که آنها را ترک نمی کنند در حالی که آنها ازخصلت های جاهلیت اند: 1- افتخار بر حسب و نسب خویش 2- طعنه زدن بر نسب دیگران 3- طلب باران از ستارگان 4- نوحه خواندن. و در این مورد فرمود: نوحه خوان اگر توبه نکند، روز قیامت در حالی حشر می شود که جامه و شلواری از قیر بر تن او خواهد بود».

و فرمود:«اثْنَتَانِ فِی النَّاسِ هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فِی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَةُ عَلَی الْمَیِّتِ». مسلم و بیهقی.

یعنی: دو خصلت در میان مردم است که موجب کفرانند: طعنه زدن بر نسب دیگران و نوحه خواندن بر میت.

وهنگامی که ابراهیم ؛ فرزند رسول الله صلی الله علیه وسلم  فوت کرد، اسامه بن زید جیغ کشید. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لیس هذا منی، ولیس بصائح حق، القلب یحزن، والعین تدمع، ولا یغضب الرب». ابن حبان و حاکم از ابوهریره با سند حسن.

یعنی: این کار شیوه من و دستور من نیست، فریاد کشیدن کار درستی نیست. البته دل غمگین می شود، چشم اشک می ریزد، ولی کاری که موجب خشم و غضب پروردگار گردد انجام نگیرد.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ ضَرَبَ الْخُدُودَ وَشَقَّ الْجُیُوبَ وَدَعَا بِدَعْوَی الْجَاهِلِیَّةِ». بخاری و مسلم.

یعنی: هر کس که بر سر و صورت خود بزند و گریبانش را پاره کند و رفتار جاهلیت از خود، نشان دهد از ما (مسلمانان) نیست.
آنچه كه واجب است
دوم: تشیع جنازه مسلمان اجر بزرگی دارد، بشرطیکه بر طبق سنت و حکم شریعت باشد و با بدعت همراه نباشد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنِ اتَّبَعَ جَنَازَةَ مُسْلِمِ إیماناً و إحْتِسَاباً حَتَّی یُصَلَّی عَلَیْهَا فَلَهُ قِیرَاطٌ وَمَنْ یشَهِدَ حَتَّی تُدْفَنَ فَلَهُ قِیرَاطَانِ مِنَ الأَجر، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْقِیرَاطَانِ؟ قال: مِثْلُ الْجَبَلَیْنِ الْعَظِیمَیْنِ و فی روایة کُل قِیْرَاطٍ مثل أُحُد». بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی و ابن ماجه.

یعنی: هر کس، جنازه ای را با ایمان و برای خشنودی خداوند، تا زمانی که بر او نماز خوانده می‌شود همراهی کند باندازه یک قیراط اجر دارد. و هر کس تا پایان مراسم دفن، او را همراهی کند، دو قیراط اجر دارد. پرسیدند: یا رسول الله ! قیراط چیست؟ فرمود: دو قیراط، باندازه دو کوه بسیار بزرگ است و در روایتی دیگر، فرمود: هر قیراط، اندازه کوه احد است.

این حدیث را جمعی از صحابه من جمله ابی بن کعب، ثوبان، براء بن عازب ، عبدالله بن مغفل و ابو سعید خدری رضی الله عنهم روایت کرده اند.

البته این فضیلت تشییع جنازه برای مردان است نه برای زنان، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم زنان را از تشییع جنازه، منع کرده است. ام عطیه می گوید: «کُنّا ننَُهیَ (و فی روایة نَهَانَا رسول الله صلی الله علیه وسلم) عَنْ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ وَلَمْ یَعْزَمْ عَلَیْنَا». بخاری و مسلم، ابوداود، ابن ماجه و احمد.

یعنی: «ما منع شدیم ، یا اینکه رسول خدا ما را از تشییع جنازه ، منع کرد. البته زیاد سخت نمی گرفت.» علامه البانی رحمه الله در کتاب "احکام الجنایز" می گوید: «و از اینکه سخت نمی گرفت، نتیجه می گیریم که شرکت زنان در تشییع جنازه ، مکروه تنزیهی است (یعنی گناه نیست».)
بدعتها
اما گفتن «لا اله الا الله» و آنهم با صدای بلند در هنگام تشیع میت به سوی قبرستان، بدعت و خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم است و چنین چیزی از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت نشده و یا به آن توصیه نفرموده اند، قطعا اگر جایز می بود آنرا برای امتش بیان می فرمود.

قیس بن عباده می گوید: «کان اصحاب النبی صلی الله علیه وسلم یکرهون الصوت عند الجنائز».

یعنی: اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم صدای بلند نزد جنازه را مکروه می دانستند». بیهقی و ابن مبارک در «زهر» و ابو نعیم با سندی که راویانش مورد اعتماد می باشند.

علامه البانی رحمه الله در کتاب "احکام الجنایز" می گوید: «با صدای بلند، مشابه با روش نصارا است. آنها در چنین مواردی، با اظهار ناراحتی، انجیل را با آواز و صدای بلند می خواندند. و بدتر از اینها، تشییع جنازه همراه با دهل، سرود و موسیقی است که به تقلید از کفار، در برخی از بلاد اسلامی رواج دارد».

امام نووی در «الاذکار» ص 203 می گوید: «حق این است که هنگام تشییع جنازه سکوت اختیار شود. زیرا عمل سلف و صحابه چنین بوده است. بنابراین ، نباید با صدای بلند ذکر کرد یا قرآن خواند و یا کاری دیگر، انجام داد. زیرا در این حالت ، سکوت مطلوب است و باعث آرامش خاطر می شود و توجه فرد، معطوف به انجام امور جنازه می گردد». «باختصار»

سوم: گذاشتن میت در بین راه قبرستان و خواندن فاتحه و یا قرآن بر میت و صلوات فرستادن و امثال آنها، همه بدعت و خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند و هیچ مبنایی شرعی ندارد، هیچگاه رسول خدا صلی الله علیه وسلم در تشیع جنازه و یا بر سر قبر مرده گان و یا در خانه و یا بعد از نماز برای آنها فاتحه نخوانده و یا در قبرستان و یا بر سر جنازه در حال تشیع قرآن نخوانده اند، و چنین چیزی از سلف صالح امت ثابت نشده است، از اینرو این اعمال همه بدعت و مخالف با سنت نبوی هستند.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من عملَ عملاً لیس علیه أمرنا فهو ردّ». متفق علیه

یعنی: «هرکس کاری کند که مطابق دین و سنت ما نباشد، مردود است».

و عبداﷲ بن عمر رضی ﷲ عنهما شاگرد مکتب نبوی صلی الله علیه وسلم چنین فرموده اند:

«کل بدعة ضلالة وإن رآها الناس حسنة»

«هر بدعتی گمراهی است اگر چه مردم آنرا خوب ببینند». ( دارمی آن را با سند صحیح روایت کرده است.(

چهارم: در مورد تلقین میت حدیث ضعیفی وارد شده است که قابل پذیرش و عمل نیست، بنابراین تلقین میت با هر نوع و روشی باشد صحیح نیست، خصوصا اگر یک نفر وارد قبر شده و شهادتین را با تکان دادن جسدش به میت تلقین کند! که این روش تلقین حتی در احادیث ضعیف نیز وارد نشده است!

علامه البانی رحمه الله در کتاب "احکام الجنایز" می گوید: «بعد از دفن کردن هیچگونه کلماتی به میت تلقین نشود. چنانچه امروز در برخی از مناطق رواج دارد و حدیثی که در این خصوص آمده است، صحت ندارد. ابن قیم در «زادالمعاد» و امام نووی و غیره آن را ضعیف دانسته اند.. البته آنچه که از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است، این است که بعد از دفن، برای میت دعای استقامت و استغفار شود و به حاضرین نیز امر شود تا برای میت دعای ثبات، استقامت و استغفار کنند. حدیث عثمان بن عفان صلی الله علیه وسلم در این باره چنین است: «کَانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم إِذَا فَرَغَ مِنْ دَفْنِ الْمَیِّتِ وَقَفَ عَلَیْهِ فَقَالَ اسْتَغْفِرُوا لأَِخِیکُمْ وَسَلُوا لَهُ بِالتَّثْبِیتِ فَإِنَّهُ الآنَ یُسْأَلُ». ابوداود (2/70) ، حاکم (1/370) و بیهقی (4/56(.

(رسول الله صلی الله علیه وسلم، هرگاه از دفن میت فارغ می شد در کنار قبرش می ایستاد و می فرمود: برای برادرتان طلب آمرزش کنید و برای او از خداوند تقاضای استقامت نمائید . چرا که اکنون مورد بازخواست قرار می گیرد)».

منظور دعای برای میت جهت استقامت دربرابر سوال و جواب منکر و نکیر است، پس سنت این نیست که میت را تلقین نمود، بلکه سنت آنست که پس از گذاشتن میت داخل قبر بلافاصله قبرش را پر کنند و آنگاه برایش دعای استقامت و مغفرت نمایند.

اما آنچه در مورد تلقین از سنت نبوی وارد شده، تلقین کسی که در بستر مرگ است به گفتن «لا اله الا الله» است، کلمه شهادت «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله» را برای بیمار بخوانند و به او تلقین کنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ».

یعنی: کلمه (توحید) را به کسانی که در حال جان کندن هستند تلقین کنید.

چرا که هر کس در واپسین لحظه های زندگی کلمه لا اله الا الله را بخواند و آخرین سخنش آن باشد، سرانجام وارد بهشت خواهد شد هر چند که عذاب ببیند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «من مات و هو یعلم أنه لا اله الا الله دخل الجنة». مسلم و ابن حبان.

(هر کس در حالی بمیرد که معتقد باشد که جز الله معبودی وجود ندارد، وارد بهشت خواهد شد).

در روایتی دیگر آمده است: «من مات و لا یشرک بالله شیئاً دخل الجنة».

(مسلم و جمله اضافه در روایت اول از ابن حبان است).

تلقین، آنطور که بعضی می پندارند فقط خواندن کلمه شهادت در حضور بیمار نیست، بلکه تلقین تشویق نمودن بیمار به خواندن کلمه است، زیرا انس می گوید: «ان رسول الله صلی الله علیه وسلم عاد رجلا من الأنصار، فقال یا خال! قل لا اله الا الله، فقال: أخیر لی أن اقول: لا اله الا الله؟ فقال النبی صلی الله علیه وسلم نعم». امام احمد،‌سندش بر اساس شرط صحیح مسلم است.

یعنی: رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی از انصار را عیادت کرد و فرمود: ای دائی! لا اله الا الله بگو. مرد انصاری گفت: آیا گفتن لا اله الا الله برایم بهتر است؟ رسول الله  صلی الله علیه وسلم فرمود: آری.

اما در مورد خواندن سوره «یاسین» و رو به قبله کردن بیمار، حدیث صحیحی وجود ندارد.

پنجم: گذاشتن دفترچه دعا درون قبر و یا نوشتن آیات قرآن بر روی کفن میت نه تنها جایز نیست، بلکه اینکار موجب اهانت و بی حرمتی به آیات قرآن است، هیچ کسی با این کارها از آتش جهنم خلاص نمی شود! تنها ایمان شخص و اعمالش هستند که می توانند وی را از آتش جهنم رها کنند، خداوند متعال می فرماید: «وَأَنْ لَیْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَی» نجم : 32.

یعنی: برای انسان نیست، جز آنچه خود تلاش نموده باشد.


اعمال باقيه براي مردگان
و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا مَاتَ الإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثَةٍ إِلاَّ مِنْ صَدَقَةٍ جَارِیَةٍ أَوْ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ». مسلم، بخاری، نسائی، بیهقی، طحاوی، ابوداود و احمد.

یعنی: هرگاه انسان بمیرد پرونده عمل اش بسته می شود، بجر از سه جهت:

1- صدقه جاریه: (صدقه ای که نفع آن مداوم و طولانی باشد و مردم بعد از مردن صاحب صدقه ، از آن بهره مند شوند. مانند: ساختن مدرسه، راه، پل ، بیمارستان و ...)

2- علم و اثری ازخود بر جای گذاشته باشد (که برای مردم نفع داشته باشد، مانند : نوشتن کتاب، ترجمه، تالیف، تعلیم قرآن و علوم دینی و...)

3- فرزند نیک و صالح که برای والدین خود دعای خیر کند.

بنابراین گذاشتن دعا داخل قبر یا نوشتن آیات قرآن بر روی کفن مرده کاری بیهوده ای است و نفعی به مرده نمی رساند و این کار و خلاف شریعت اسلام است و اصلی در شریعت نبوی ندارد، و کسانی که این کار را می کنند مرتکب گناه می شوند.

قطعا اگر این عمل صحیح و یا جایز می بود، رسول خدا صلی الله علیه وسلم امر می فرمود که بر کفن مرده ها آیات قرآن بنویسند و یا دعایی را نوشته و درون قبر آنها بگذارند، درحالیکه تمامی فرزندان پیامبر بجز فاطمه رضی الله عنها قبل از خود ایشان وفات نمودند اما چنین چیزی را در مورد آنها انجام ندادند و یا در مورد حمزه سید الشهداء رضی الله عنه ..
خرافاتي ديگر
ششم: قبلا متذکر شدیم که فاتحه خوانی چه در مسجد باشد یا خانه یا بر سر میت و قبرش همه بدعت هستند و صحیح نیست. اما در مورد گذاشتن سنگ قبر؛ اگر تنها یک تکه سنگ را در قسمت سر میت بر قبر بصورت قائم نصب کنند و اسم و مشخصات میت بر روی آن نوشته شود، بعضی از علما فرموده اند که جایز است، اما ساختن بنا و سیمان کاری و گچ کاری و نوشتن آیات بر روی سنگ حرام است.

از جابر رضی الله عنه روایت شده : «نَهَی رَسُولُ اللَّهِ -صلی الله علیه وسلم- أَنْ یُجَصَّصَ الْقَبْرُ ‏وَأَنْ یُقْعَدَ عَلَیْهِ وَأَنْ یُبْنَی عَلَیْهِ».(مسلم /970)  ‏

یعنی: پیامبر صلی الله علیه وسلم از کچ کاری قبور، و از نشستن بر روی آن و از بنا سازی بر ‏روی قبور، نهی کردند. ‏

‏ و باز از جابر رضی الله عنه روایت شده : «نَهَی النَّبِیُّ -صلی الله علیه وسلم- أَنْ تُجَصَّصَ الْقُبُورُ ‏وَأَنْ یُکْتَبَ عَلَیْهَا وَأَنْ یُبْنَی عَلَیْهَا وَأَنْ تُوطَأَ» (ترمذی)‏

یعنی: « پیامبر صلی الله علیه وسلم از گچ کاری قبور، و از نوشتن و از بنا سازی بر روی ‏قبور و لگدمال کردن آن، نهی کرد».‏

هفتم: روضه خوانی همان نوحه سرایی است، که قبلا یادآور شدیم نوحه خوانی حرام است، و شنیدن آن نیز جایز نیست.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«اثْنَتَانِ فِی النَّاسِ هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فِی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَةُ عَلَی الْمَیِّتِ». مسلم و بیهقی.

یعنی: دو خصلت در میان مردم است که موجب کفرانند: طعنه زدن بر نسب دیگران و نوحه خواندن بر میت.

انس بن مالک می گوید: «أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ لَمَّا طُعِنَ عَوَّلَتْ عَلَیْهِ حَفْصَةُ فَقَالَ یَا حَفْصَةُ أَمَا سَمِعْتِ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یَقُولُ الْمُعَوَّلُ عَلَیْهِ یُعَذَّبُ وَعَوَّلَ عَلَیْهِ صُهَیْبٌ (یقول: واأخاه، و اصاحباه) فَقَالَ عُمَرُ یَا صُهَیْبُ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمُعَوَّلَ عَلَیْهِ یُعَذَّبُ».

و در روایتی آمده است: «إِنَّ الْمَیِّتَ لَیُعَذَّبُ بِبُکَاءِ أَهْلِهِ عَلَیْهِ و فی أخری بما نِیح عَلَیه». بخاری و مسلم و بیهقی و احمد و ابن حبان.

یعنی: وقتی که عمر بن خطاب رضی الله عنه با نیزه زخمی گردید. حفصه ؛دختر عمر؛ گریست، عمر بن خطاب رضی الله عنه فرمود: ای حفصه! نشنیده ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: هر کسی که برایش واویلا کنند و نوحه بخوانند گرفتار عذاب خواهد شد. همچنین به صهیب که او نیز نوحه می خواند و می گفت: وای برادرم! وای رفیقم! فرمود: ای صهیب! خبر نداری کسی که برایش، واویلا کنند و نوحه بخوانند دچار عذاب خواهد شد؟ و در روایتی آمده است که بعضی از گریه های اطرافیان، باعث عذاب میت می گردد.

همیشه پیامبر صلی الله علیه وسلم بازماندگان متوفی را به صبر توصیه کردند، هرچند گریه کردن در حد معمولی بشرطیکه همراه با تعریف و تمجید و غلو درباره شخصیت متوفی نباشد، جایز است اما نوحه خوانی هیچ اصلی در شریعت ندارد، و بلکه از امور جاهلیت است که متاسفانه هنوز در میان تشیع این رسم جاهلی وجود دارد، و فرد روضه خوان با سرودن یا گفتن مطالبی همراه با گریه و اندوه سعی در گریاندن تشییع کننده گان را دارد! آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین چیزی را روا دانسته اند و یا آیات قرآن آنرا به ما آموزش داده اند؟ اگر نه، پس روضه خوانی بر اساس چه موزی صورت می گیرد و از چه دینی است؟!

قرآن به ما می آموزد که صبور باشیم؛ « وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» (بقره 156).

 یعنی: قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش می‏کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‏کنندگان! آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‏رسد، می‏گویند: «ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او بازمی‏گردیم!».

انس بن مالک رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار زنی گذشت که نزد قبری نشسته و گریه می کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به آن زن فرمود: صبر و تقوا را پیشه کن. زن گفت: «إلیک عنّی، فانک لم تصب بمصیبتی» از کنار من برو. به مصیبت من گرفتار نشده ای! راوی می گوید: او رسول خدا صلی الله علیه وسلم را نمی‌شناخت . به او گفتند:‌ این رسول خدا بود. زن با شنیدن این سخن، از شدت ناراحتی، گویا مرگ به سراغش آمد. خود را به خانه رسول الله صلی الله علیه وسلم رساند. در آنجا هیچ دربان و نگهبانی نیافت. گفت: ای پیامبر خدا (عذر می خواهم) من شما را نشناختم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ الصَّبْرَ عِنْدَ أَوَّلِ صَدْمَةٍ». بخاری، مسلم و بیهقی.

یعنی: صبر همان است که در ابتدای مصیبت باشد.

و در حدیث دیگری فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَرْضَی لِعَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ إِذَا ذَهَبَ بِصَفِیِّهِ مِنْ أَهْلِ الأَرْضِ فَصَبَرَ وَاحْتَسَبَ بِهِ بِثَوَابٍ دُونَ الْجَنَّةِ». روایت نسائی با سند حسن از عبدالله بن عمر.

یعنی: هرگاه خداوند (فرزند) محبوب مسلمانی را بمیراند و او صبر کند و مصیبت وارده را موجب اجر بداند، خداوند جز بهشت، پاداش دیگری برای او نمی پسندد.

پس روضه خواندن برای چیست؟ درحالیکه نه تنها چیزی را تغییر نمی دهد بلکه موجب افزودن حزن و اندوه اطرافیان نیز می شود و این کار منافی با صبر و تحمل دربرابر مصیبت است که کتاب و سنت به ما توصیه کرده اند.

بلکه سنت است که دربرابر مصیبتی که به وی وارد آمده بگوید: «اللهم اجرنی فی مصیبتی و اخلف لی خیراً منها». پروردگارا! در برابر این مصیبت،‌به من اجر بده و بهتر از آن را نصیبم فرما.

ام سلمه می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود: هر مسلمانی که هنگام مصیبت به دستور خدا عمل نماید و این جمله ها را بخواند‏، خداوند بهتر از آن را به او عنایت خواهد کرد. "احکام الجنایز".

علامه البانی رحمه الله در کتاب "احکام الجنایز" می گوید: ،بعضی از مردان، بخاطر مرگ نزدیکان و خویشاوندان خود برای مدتی ریش و محاسن خود را تیغ نمی زنند و بعد از مدت کوتاهی،‌ شروع به تراشیدن محاسن می کنند، این کار نیز همانند پریشان ساختن مو است که شرح آن گذشت و بدعت می باشد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هر بدعت موجب گمراهی، و هر گمراهی موجب رفتن به دوزخ است». نسائی و بیهقی با سند صحیح.

هرچند تراشیدن ریش به نص حدیث نبوی حرام است، اما این عده اگر ریش خود را مدتی نمی تراشند، بخاطر عزا است و لذا لباس سیاه می پوشند و مدتی را در مساجد و منازل به عزا می نشینند و مراسم فاتحه خوانی و گاها روضه خوانی برگزار می کنند، که هیچیک اصلی در شریعت اسلام ندارد، چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هیچیک از اولاد خود که فوت نمودند چنین کارهایی را انجام نداد و لباس سیان نپوشید و روضه نخواند!

هشتم: در مورد سیمان کاری و ساختن دیوار و هر نوع ابنیه بر روی قبر قبلا متذکر شدیم که حرام است،.

اما در مورد استفاده یک قبر یرای دو یا چند نفر؛ علامه البانی محدث برجسته معاصر در "کتاب الجنایز" می گوید: «دفن کردن دو یا بیش از دو میت در حالت اضطرار در یک قبر اشکالی ندارد و در این صورت حق تقدم با کسی است که از فضل بیشتری برخوردار بوده است. در این خصوص چند حدیث آمده است:

اول: «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رضی الله عنه قَالَ کَانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم یَجْمَعُ بَیْنَ الرَّجُلَیْنِ مِنْ قَتْلَی أُحُدٍ فِی ثَوْبٍ وَاحِدٍ ثُمَّ یَقُولُ أَیُّهُمْ أَکْثَرُ أَخْذًا لِلْقُرْآنِ فَإِذَا أُشِیرَ لَهُ إِلَی أَحَدِهِمَا قَدَّمَهُ فِی اللَّحْدِ وَقَالَ أَنَا شَهِیدٌ عَلَی هَؤُلاَءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَأَمَرَ بِدَفْنِهِمْ فِی دِمَائِهِمْ وَلَمْ یُغَسَّلُوا وَلَمْ یُصَلَّ عَلَیْهِمْ ،قال: جابر فدُفن أبی و عمی یومئذ فی قبر واحد». بخاری، نسائی، ترمذی، ابن ماجه، ابن جارود، بیهقی و احمد.

یعنی: رسول الله صلی الله علیه وسلم  دو و سه شهید از شهدای احد را در یک پارچه ( که آن را قطعه قطعه می کردند) کفن نمود، سپس فرمود: کدام یک از آنان بیشتر قرآن می داند؟ هنگامی که به یکی از آنها اشاره می شد که قرآن بیشتری فرا گرفته است، او را بر دیگری در لحد مقدم می داشت و می فرمود: من روز قیامت در حق اینها گواهی می دهم. رسول الله صلی الله علیه وسلم  دستور داد تا آنان را با خونهایشان دفن کنند و غسل داده نشدند و رسول الله صلی الله علیه وسلم  بر آنان نماز نخواند. جابر رضی الله عنه می گوید: پدر و عمویم (مراد عمرو جموح است) آن روز در یک قبر دفن کرده شدند.

دوم: «عَنْ أَبِی قَتَادَةَ أَنَّهُ حَضَرَ ذَلِکَ قَالَ أَتَی عَمْرُو بْنُ الْجَمُوحِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَرَأَیْتَ إِنْ قَاتَلْتُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَتَّی أُقْتَلَ أأَمْشِی بِرِجْلِی هَذِهِ صَحِیحَةً فِی الْجَنَّةِ وَکَانَتْ رِجْلُهُ عَرْجَاءَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم نَعَمْ فَقُتِلُوا یَوْمَ أُحُدٍ هُوَ وَابْنُ أَخِیهِ وَمَوْلًی لَهُمْ فَمَرَّ عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْکَ تَمْشِی بِرِجْلِکَ هَذِهِ صَحِیحَةً فِی الْجَنَّةِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم بِهِمَا وَبِمَوْلاَهُمَا فَجُعِلُوا فِی قَبْرٍ وَاحِدٍ». احمد با سند حسن روایت نموده است.

یعنی: عمربن جموح نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم ! بفرمائید اگر من در راه خدا قتال کنم و کشته شوم، با پای سالم به بهشت خواهم رفت؟ (پایش لنگ بود) رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: بلی. سرانجام او و برادر زاده اش و غلامی از آنان، در روز احد کشته شدند، رسول الله صلی الله علیه وسلم  ازکنار او رد شد و فرمود: من تو را در بهشت می بینم که با پاهای سالم در آنجا قدم می زنی. رسول خدا صلی الله علیه وسلم امر کرد تا آن دو، همراه با غلامشان در یک قبر دفن شوند.

سوم: جابر رضی الله عنه می گوید: پدرم اولین شهید معرکه بود و با او کسی دیگر در قبر دفن گردید. این احادیث بیانگر فضیلت قاری قرآن هستند. حافظ ابن حجر می گوید: این برتری شامل اهل فقه و اندیشمندان نیز می شود. امام شافعی می گوید: به وقت ضرورت می توان دو یا سه جنازه را در یک قبر دفن نمود و هر کدام که دارای فضل و سن بیشتری است، حق تقدم بر دیگران را دارد. البته نباید زنی را با مردی در یک قبر دفن بکنند و اگر چاره ای جز آن نبود،‌زن را پشت سر مرد دفن نمایند و در میان آنها توده ای خاک قرار بدهند».

اما اگر ضرورتی برای گذاشتن دو میت در یک قبر نباشد، نباید چنین کاری کرد، زیرا بر خلاف سنت است و پیامبر صلی الله علیه وسلم بنا به ضرورت (مانند زیاد بودن تعداد شهداء و یا کمبود قبر) امر به گذاشتن دو میت در یک قبر نموده اند، اما اگر ضرورتی نباشد و افرادی از خانواده بخواهند که با هم در یک قبر باشند، این کار برخلاف شریعت اسلام است و مجوز شرعی ندارد و بلکه هرکسی باید در یک قبر مجزا دفن شود.

چند حدیث دیگر نیز هست که بر طبق آن صدقه دادن برای اموات (والدین) صحیح است، و اگر روزه قضایی یا نذری که به آن وفا نکرده و یا در زمان حیاتش بر او حج واجب بوده و نرفته و یا وصیت کرده بجای وی حج کنند، در این امورات صحیح است که شخص زنده ای از خانواده اش آنها را بجای متوفی بجا آورند، اما جبران کردن نمازهای فوت شده او چه با پول و صدقه باشد یا اجیر کردن شخص، شرعا صحیح نیست و البته فایده ای هم ندارد، همچنین قرائت قرآن و اهدای ثواب آن برای اموات بنا به رای راجح صحیح نیست و خلاف سنت نبوی است.

هر وقت که به یاد شخص افتادید، برایش دعای مفغرت کنید که از هر چیزی سودمندتر است.

نهم: وصیت کردن به اینکه افرادی درتشیع جنازه حضور نداشته باشند، دردی را دوا نمی کند! بلکه کدورت و کینه را به همراه خواهد داشت و ممکن است آن افراد محروم شده در مراسم تشیع جنازه بعدها با فرزندان متوفی نیز بر سر آن موضوع کدورت و کینه به دل گیرند، و موجب قطع صله رحکم گردد، بنابراین جایز نیست که چنین وصیتی را کرد، بهتر است بصورتی مسالمت آمیز و بصورت صریح حق خود را مطالبه کند و این بهتر است، و می تواند برای احقاق حقوقش به محکمه شرعی مراجعه نموده و حقش را مطالبه نماید، اما از انجام کارهایی که موجب بروز کدورت و اختلاف می شود اجتناب کند تا بهانه ای برای شیطان نشود.

در مورد وصیت مالی؛ وصیت واجب نیست مگر کسی که بدهکار باشد، بنابراین لازم نیست که حتما وصیتی بنویسید،
علامه البانی در کتاب "احکام الجنایز" می گوید: «با توجه به اینکه اغلب مردم در این زمان مبتلا به بدعت های متعدد در امور دین و بویژه در مسائل مربوط به جنازه و میت هستند. بر انسان مسلمان شایسته است وصیت کند تا مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم تکفین و تجهیز شود.  خداوند می فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» (تحریم 6.(.

یعنی: ای مومنان! خود و فرزندان تان را از آتشی که مواد سوختی آن، انسانها و سنگ ها هستند، برهانید.

به موجب آیه مذکور، اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم توصیه می کردند که آنها را مطابق سنت رسول الله  صلی الله علیه وسلم  تدفین کنند، ابو برده رضی الله عنه می گوید: ابوموسی اشعری در بیماری وفات چنین وصیت کرد: «إِذَا انْطَلَقْتُمْ بِجِنَازَتِی فَأَسْرِعُوا الْمَشْیَ وَلاَ یَتَّبِعُنِی مُجَمَّرٌ وَلاَ تَجْعَلُوا فِی لَحْدِی شَیْئًا یَحُولُ بَیْنِی وَبَیْنَ التُّرَابِ وَلاَ تَجْعَلُوا عَلَی قَبْرِی بِنَاءً وَأُشْهِدُکُمْ أَنَّنِی بَرِیءٌ مِنْ کُلِّ حَالِقَةٍ أَوْ سَالِقَةٍ أَوْ خَارِقَةٍ قَالُوا أَوَسَمِعْتَ فِیهِ شَیْئًا قَالَ نَعَمْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم». احمد، بیهقی و ابن ماجه به سند حسن.

یعنی: هرگاه جنازه ام را حمل کردید، به سرعت مرا به قبرستان ببرید. با جنازه من، بخور و آتش همراه نکنید. بر لحد من چیزی (مانند سنگ، آجر، شیشه) نگذارید که میان من و خاک مانع باشد. من در حضور شما خدا را گواه می گیرم که من از هر نوحه خوان و کسیکه به سر و صورت بزند و موهای خود را بکند، بیزارم. یعنی بعد از مردن من هیچ کس از افراد فامیلم حق ندارد دست به چنین اعمالی بزند. گفتند: در این مورد از پیامبر، چیزی شنیده ای؟ گفت: بلی.

با توجه به آنچه بیان گردید. امام نووی در باب اذکار می فرماید: مستحب است که شخص، وارثان خود را درباره اجتناب از بدعت های رایج در تدفین و تکفین توصیه کند و پرهیز از بدعات را مورد تاکید قرار دهد».

در آخر لازم می دانیم که روش مشروع تعزیه را بطور خلاصه وار ذکر کنیم:

هرگاه مسلمانی وفات نمود باید ابتدا یکی از اعضای خانواده یا یکی از اقارب نزدیکش وی را غسل دهد، آنگاه که کار غسل تمام شد جنازه را در سه پارچه سفید کفن کنند، آنگاه مسلمانان جمع شوند و بر جنازه وی نماز بخوانند، آنگاه جنازه را بردارند – و با رعایت سکوت – به طرف قبرستان بروند و وی را دفن کنند، بعد از دفن برای مرده دعای ثابت قدمی کنند، اما دعای دسته جمعی یا فاتحه خوانی و یا گفتن "لا اله الا الله" و غیره.. هیچکدام مشروعیت ندارند، و پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم چنین کاری نکردند و آموزش ندادند، بعد از دفن مرده ، هر یک به طرف خانه یا محل کارش بازگردد، سپس همسایه های نزدیک و اقارب درجه اول خانه متوفی می توانند برای آنها (خانواده متوفی) غذا درست کنند زیرا آنها بخاطر غم و ناراحتی ممکن است فرصت تهیه غذا نداشته باشند ، همچنین تشکیل مجالس فاتحه خوانی چه در منزل یا مسجد بدعتی در دین است، چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم تمام فرزندانش – بجز فاطمه رضی الله عنها – قبل از خودش وفات کردند اما هیچگاه در منزل یا مسجد برایشان مراسم نگرفت یا فاتحه نخواند، بلکه هرکس بدنبال کار و بار خویش می رفت. ما نیز باید تابع سنت نبوی باشیم و از مُردن دیگران عبرت بگیریم نه اینکه چند روز کار خود را تعطیل کنیم و لباس سیاه بپوشیم و پارچه های تسلیت تهیه کنیم و به در ودیوار بچسپانیم و دسته گل بر قبر بگذاریم و مراسم هفتم و چهلم و سالگرد بگذاریم! هیچیک از این رسومات اسلامی نیست و نه در کتاب الله و نه سنت نبوی وارد نشده اند و بیشتر تقلید از رسومات مردم غیر مسلمان است.

آنچه که متاسفانه امروز در اکثر سرزمینهای اسلامی رواج یافته است؛ تخصیص دادن مکانی خاص برای جمع شدن افراد جهت عزا و تسلیت به خانواده میت است، مکانهایی مانند مساجد یا منازل یا سایر مکانهای دیگر ، که در این مکانها مردم اجتماع می کنند و کارهای خود را تعطیل می کنند و به نشانه عزا لباس سیاه بر تن می کنند و گاها در آنجا قرائت قرآن می شود و برایشان غذا درست می کنند تا از عزاداران پذیرایی شود.همگی این امور جزو امورات بدعی هستند و ماتم نامیده می شوندکه نه پیامبر و نه اصحابشان این عمل را انجام نداده اند بلکه از آن نهی کرده اند. دلیل نهی این عمل حدیث صحیحی است از جریر ابن عبدالله بجلی رضی الله عنه که گفت: «کنا نعد  الاجتماع إلی أهل المیت ، وصنیعة الطعام بعد دفنه من النیاحة» .مسند امام أحمد .

یعنی: «ما عادت داشتیم که اجتماع کردن برای خانواده میت و درست کردن غذا برای عزاداران را بعد از دفن میت جزو نوحه بحساب می آوردیم».

در این حدیث به دو مورد مهم اشاره دارد که مسلمانان بایستی از آن پرهیز کنند:

1-      اجتماع کردن در هر مکانی چه مسجد و چه منازل جهت عزا.

2-      درست کردن غذا برای عزاداران و پذیرایی از آنها.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه